آجیل اجاره ای!

عید امسال از عجایب بود به دلایل مختلف،اما برای حقیر تعجب برانگیز ترین،این بود که با وجود بهای سنگین آجیل رنگین،چگونه برخی از کارمندان و فعالان رده پایین عرصه هنر و سینما توانسته اند این کالای فوق لوکس را خریداری کرده و با گذاشتن استوری و ارسال عکس و فیلم در فضای مجازی،آن را به چشم قریبان و غریبان بکشند؟!

به گزارش صاف نیوز، سیدرضا اورنگ فعال فرهنگی و رسانه ای در کانال تلگرامی خود نوشت: ملانصرالدین:عید امسال از عجایب بود به دلایل مختلف،اما برای حقیر تعجب برانگیز ترین،این بود که با وجود بهای سنگین آجیل رنگین،چگونه برخی از کارمندان و فعالان رده پایین عرصه هنر و سینما توانسته اند این کالای فوق لوکس را خریداری کرده و با گذاشتن استوری و ارسال عکس و فیلم در فضای مجازی،آن را به چشم قریبان و غریبان بکشند؟!
حجم بالای استوری ها و عکس ها مرا به این باور رساند که حتما از جادوی فتوشاپ
بهره برده اند، اما ته دلم حسی می گفت آجیل ها واقعی هستند.
هنوز این فکر مرا آزار می داد که به طور اتفاقی یکی از دوستان استوری گذار را در خیابان دیدم.اول می خواست خود را به کوچه علی چپ بزند و از دستم رهایی یابد،اما محترمانه از پشت گریبانش را گرفته و رویش را به سمت خویش برگرداندم.
خواست عذر تقصیر بیاورد که گفتم از عذر بدتر از گناه خوشم نمی آید.تسلیم شد.
گفتم:تو که همیشه می نالیدی سینما خوابیده و مدت هاست بیکاری و اهل منزل گرسنگی می کشند،آدم بیکار و بی پول مگر می تواند کالای لوکس و گرانقیمتی مانند آجیل را بخرد؟!
گفت:حقیقتی را می گویم،خواستی بنویس،اما مردانه قول بده نامی از من نیاوری.
گفتم:هنوز از مردی نیفتاده ام!
گفت:روز اول عید اهل و عیال گفتند،تو که همیشه ما را گرسنه و حسرت به دل می گذاری.امروز بیا مردانگی کن و آبروی ما را بخر.گفتم جانم را می دهم تا آبروی تان بر زمین رسوایی نریزد.عیال گفت جان بی ارزشت را نمی خواهیم.فقط سفره رنگین هفت سینی فراهم کن که آجیل در آن خودنمایی کند.گفتم برای چه و با کدام پول؟گفت مگر کوری؟نمی بینی تمام دوستان و آشنایان پای سفره هفت سین آجیل دار مدام استوری می گذارند؟گفتم خب بگذارند.دو دستی بر سرم کوبید و گفت خاک عالم بر سر بی غیرتت کنند،می خواهی جلوی این جماعت کم بیاوریم؟رگ غیرتم باد کرد و فریاد کشیدم،هرگز!مگر اینکه مرده باشم.
خودم هم نفهمیدم چه گفتم.وقتی به خیابان
آمدم برای خرید آجیل،آن هم با جیب خالی،فهمیدم چه غلطی کرده ام!
هرچه خیابان را بالا و پایین کردم،دیدم با شپش هایی که ته جیبم سه قاب می اندازند،حتی دو حبه بادام و پسته هم نمی توانم برای سفره هفت سینی که قول داده ام بخرم.
از سر استیصال به یکی از دوستان استوری گذار زنگ زدم و چاره خواستم.گفت تمام آجیلی که در استوری دیدی،برای یک ساعت اجاره کرده بودم!راه و چاه را از او پرسیدم،از خودش هم پولی قرض کردم و سور و سات استوری جور شد!
خرید قستی آجیل با چک کارمندی را شنیده و دیده بودم،اما عقلم به آجیل اجاره ای نرسیده بود.
حتما الان مدیران هنری و غیر هنری، استوری آجیل های اجاره ای را به سراسر جهان خواهند فرستاد و اوضاع خوب اقتصادی هنرمندان،سینمایی ها و مردم را به چشم جهانیان خواهند کشید و پز سیاسی خواهند داد!