صاف نیوز: یک فیلم هیجانی و نه هیجان‌انگیز از کسی که به اشتباه گمان کرده با نامتعارف‌نمایی، مهم می‌شود. فیلمی که متن ندارد اما می‌کوشد با ارجاعات فرامتنی و درهم‌ریختگی بی‌فایده و بدون فهم کافی، خودش را پشت یک آشوب خودساخته پنهان کند. کار در حدی غلط است که فکر می‌کند با تاکید و تکرار زگیل پشت گردن، قرار است به دنیای تکراری و آزار‌دهنده‌ی یک آرایشگر عاشق سینما راه یابد. این تکرارها، مثلا پرسش مکرر «موسیقی کازبلانکا را آوردی؟» هیچ ربطی به پست‌مدرنیسم ندارند.الان شبیه سه چهار دهه قبل نیست و بی‌قیدی و تخریب و شکست منطق زمانی و مکانی نمی‌تواند با مرعوب کردن تماشاگر، فیلم را بالاتر از فهم مخاطب جلوه دهد. دکوپاژ و تدوین سکانس تیراندازی، حرفه‌ای و جذاب از آب درآمده است اما وقتی در بستری باشد که از ابتدا دچار کج‌فهمیِ سینماست، بیش از آن که کارگردانی باشد، تکنیک است. همایون غنی‌زاده می‌تواند فیلم خوبی بسازد به شرطی که در گام نخست، جهان‌بینی خودش را نسبت به هنر اصلاح کند و اول به استانداردها فکر کند نه شکست قواعد. این جور فیلم‌ها به کار تارانتینو شدن نمی‌آیند. اگر قرار است بابت این فیلم به کسی امتیاز داد، فقط طراح صحنه و تدوینگر فیلم‌اند که کار خودشان را در حد توان فیلم درست انجام داده‌اند. علی نصیریان، تنها بازیگر نسل محترم خود است که همچنان با شور و توانمند و بدون تن دادن به پیری، بازی می‌کند، حتی برای نقشی که محتوای چندانی در چنته ندارد. درست شبیه ارجاعات آشفته و مخرب به آثار کلاسیکی مثل «کازابلانکا» و «پاپیون» و «هوانورد» که به کار فیلم نمی آیند.