صاف نیوز – ح‌سین ق‌دیانی: از رهاماندن بحث بدم می‌آید، لذا هم‌اینک مشغول خواندن آخرین متنم درباره‌ی جدل اخیر هستید! دفاع این روزهایم از حداد اما باعث دشت‌کردن ناسزاهای دیگری شد، من‌جمله اینکه جناح‌گرا هستم و به‌خاطر همین صفت زشت، منتقد را بلاک می‌کنم! این همه در حالی است که به “سازندگی” مطلب ندادم الا برای اثبات بیشتر این مهم که من هرچه هستم، اقلا “نویسنده‌ی اصول‌گراها” نیستم! الغرض! اواخر بهار ۱۳۹۲ نقدی به حداد کردم که الان نیز بیمی از یادآوری‌اش ندارم! آن‌روز که من حداد را زدم، ایشان محبوب امت حزب‌الله بود و ام‌روز در حالی به مدح فلان کار مفیدش نشسته‌ام که کافی است کلامی در پیجت علیه مثلا عدول حداد از آن‌چه “عدالت آموزشی” خوانده می‌شود بنویسی تا جلدی به جوجه‌قهرمانان مبارزه با تبعیض اضافه شوی! به‌راستی! قبیله‌گرا کیست؟! نه! از بس دورم از خط‌کشی‌های سیاسی که هیچ ترسی از تکرار نقد ماضی به حداد ندارم! القصه! اواخر سال ۹۱ آقایان حداد، ولایتی و قالیباف با هم عهد بستند که روزهای آخر منتهی به انتخابات به نفع نفر بالاتر در نظرسنجی‌ها کنار بکشند! عهدی که مفادش رسانه‌ای هم شد! نفر برتر در نظرسنجی‌ها صدالبته باقر بود اما هنوز هم اف بر بی‌عهدی و بی‌اخلاقی ولایتی که اصلا و اساسا از انتخابات کنار نکشید! شاید توی مخاطب در دلت بگویی؛ “فلانی! ولایتی، هم از خمینی حکم داشته، هم از خامنه‌ای سمت دارد!” جوابت می‌دهم؛ “این فرد عاری از عهد و اخلاق از خدا هم حکم و سمت داشته باشد، باز نظر حقیر، همین است که خواندی!” من قوم‌گرا هستم؟! یقینا آن‌که عوض ولایت، برای ولایتی بنویسد، دقیقا همین‌اندازه‌ی ولایتی بی‌بهره از عهد و اخلاق است! و اما بی‌اخلاق عهدشکن بعدی حداقل در ماجرای مذکور، حداد بود که اگرچه از نامزدی در انتخابات انصراف داد اما نامه‌ی انصراف ایشان را حتی از پایین به بالا هم که می‌خواندی، هیچ روشن نبود حداد مشخصا به نفع کی کنار کشیده! اعتراف که چه عرض کنم؛ افتخار می‌کنم درست در روزهایی که جماعتی به نمایندگی از همه‌ی حزب‌اللهی‌ها به بهانه‌ی مواضع درست حداد در مناظره‌ها از ایشان با عنوان “مرد اخلاق انتخابات” یاد کردند و حتی همایش هم گرفتند، راقم این سطور، هم حداد را مسخره کرد، هم آن همایش مسخره را! بلااستثناء همه‌ی این جماعتی که این‌روزها مخالف بلکه معاند حداد شده‌اند، آن‌روزها ضمن ماله‌کشی بر بدعهدی و بی‌اخلاقی حداد، تملق وی را می‌گفتند! حال پیدا کنید جناح‌گرا را! بلاک می‌شوید، چون نه‌تنها بی‌شعور بل‌که بی‌تقوا نیز هستید.
والله اگر در پیمان کذا، فی‌المثل پیمانه‌ی حداد پرتر می‌بود و قالیباف به نفع ایشان کنار نمی‌کشید یا کنار می‌کشید ولی در هوا، با همین صراحت باقر را می‌زدم، چه این‌که سابقه‌ی نقد صریح قالیباف را نیز دارم! من قبیله‌گرا هستم؟! هیچ چیز بدتر از عهدشکنی نیست، لذا احتمالا تنها حزب‌اللهی عالمم که رک نوشتم: “حداد را باید در همایشی با عنوان “بی‌اخلاقان انتخابات” نفر دوم بعد از ولایتی، محاکمه کرد!” من جناح‌گرا هستم؟! آن‌روزها شماری از رفقا و حتی اساتیدم درآمدند: “اما حداد خدایی خیلی خوب از نهضت و نظام در مناظره‌ها دفاع کرد!” که جواب حقیر این بود: “وظیفه‌اش را انجام داده! این که دیگر همایش تجلیل نمی‌خواهد! وانگهی! به شکرانه‌ی صبر و بصر مادران شهدا، برای چند تا از این دردانه‌های بی‌بدیل همایش تقدیر گرفته‌اید که حالا به‌خاطر ۴ تا موضع درست، این‌جور پپسی باز می‌کنید برای پاس‌دار فارسی؟!” و همه‌ی این متن‌ها و بگومگوها در وبلاگم موجود است! من قوم‌گرا هستم؟! حالا حداد شد محبوب ما؟! گمانم این نانجیبی که کامنتش را در تصویر ملاحظه می‌کنید، باید حدیث مولاعلی را به رخ پدر و مادرش می‌کشید، بل‌که زین پس درست‌تر تربیتش کنند! فاش کنم موضوعی را! نمی‌دانم در جنگ با فتنه‌گران یا اهل انحراف تا کجا خواهم رفت ولی یک چیز را حتم کنید! من از حزبُ‌الله نمی‌خورم! یعنی آن‌قدر قید خواب و خوراکم را برای جماعت حزبُ‌اللهی زده‌ام که هیچ دینی به این جمع نداشته باشم! آن مفهوم که برای من شریف است و واقعا شرافت دارد، حزبَ‌الله است که در قرآن هم همین آمده؛ “حزبَ‌الله”! حزبُ‌اللهی‌ها اما غالبا… آری! غالبا همان قشر قشری‌نگر و بی‌مرامند که دستت را تا عسل “تحریم مجتبی؟!” هم بگذاری دهان‌شان، باز به مجرد آن‌که متن بعدی را متأثر از فهم کج‌شان نپسندند، خواهند گفت: “تلخ است!” بله! حقیقت تلخ است! هزاری هم خمینی بگوید: “ناظر بر مشکلات اقتصادی و چه و چه، مصلحت را در پایان جنگ تشخیص داده‌ام و این جام زهر را خودم دارم از دست روزگار می‌نوشم و خودم دارم پیام قطع‌نامه را می‌نویسم و از شما تقاضا دارم که مسئولان را بابت ۵۹۸ شماتت نکنید” باز هم حزبُ‌اللهی آن‌قدر لجوج و دگم هست که بیفتد در وادی شماتت مسئولان! هزاری هم خامنه‌ای بگوید: “جبهه و جنگ را وارد منازعات سیاسی نکنید و هاشمی بارها تا مرز شهادت رفته” باز هم حزبُ‌اللهی آن‌قدر نفهم هست حتی هاشمی فرمانده‌ی جنگ را نیز متهم به خیانت کند! و مگر عاقبت این خود حضرت‌آقا نبودند که در ورای بهار ۹۲ به این جماعت همیشه مدعی متذکر شدند که تکلیف و نتیجه را باید با هم دید؟!

☝️☝️☝️☝️
@ghete26
از آن‌چه رفت، روشن شد انگ جناح‌گرایی به من نمی‌چسبد؛ حداد را در روزهای اوجش نقد کردم و در روزهای مظلومیتش دفاع که اینک راحت‌ترین کار برای شوآف پوپولیستی، زخمی به مدارس فرهنگ است! این نیز روشن شد که نقد سالیان پیشم به حداد علت داشت؛ اخلاق عهد! این روزها اما حداد را #مظلوم می‌دانم، چرا که متأسفانه حتی دفاع خانم ایشان از مدارس فرهنگ نیز مصداق آن جمله بود که “اگر می‌خواهی حقیقتی را خراب کنی، بد از آن دفاع کن!” قطعا کسی منکر #عدالت_آموزشی نیست ولی فراموش نکنیم که برخلاف جو مسموم مرسوم، فلسفه‌ی عدالت، نه برابری است، نه بی‌کاری! پروفسور سمیعی را با دکترعلفی سر کوچه مساوی دانستن عین بی‌عدالتی است! مطالبه‌ی کشتن ایده‌ها و استعدادهای نخبگان نیز! واقعا بعید نیست حداد این روزها در دلش بگوید؛ “اگر بعد از آموزش و پرورش، بی‌کار در کنج خانه می‌نشستم، کم‌تر شماتت می‌شدم!” با کمی اغماض می‌توان گفت که منظور دم‌دست و قابل تحقق از “عدالت آموزشی” یعنی “آموزش و پرورش رایگان” در #جمهوری_اسلامی وجود دارد که پدری اگر نتواند پسرش را بگذارد مدارس غیرانتفاعی، او را در مدارس دولتی ثبت‌نام خواهد کرد! این‌که تصور کنیم مدارس مبتنی بر شهریه قسیم نار و جنة هستند، مؤید نوعی خودکم‌بینی است! طبقه‌ی زندگی راقم این سطور معلوم است و هرگز توهم نمی‌زنم مدرسه‌ی اول ابتدایی‌ام یعنی مدرسه‌ی دولتی شهید عاشقلو در اعماق جنوب‌شهر، لجن‌زار بوده! مسئله‌ی خطرناک این‌جاست؛ تفسیر کمونیستی از عدالت، هیچ حدی ندارد! بیاییم عدالت آموزشی مدنظر دوستان را ضمن پذیرش، سرایت بدهیم به دیگر حوزه‌ها و با کسب اجازه از محضرشان، از خود حضرات شروع کنیم! چند خط بالاتر نوشتم؛ بچه‌ای که نتواند فرهنگ برود، می‌رود مدرسه‌ی دولتی! این اگر طبق نظر عدالت‌اولی‌ها، بی‌عدالتی هم باشد، یک “بی‌عدالتی خفیف” است، چرا که دعوا میان هست و نیست نیست، بل جدل بر سر توانایی در ثبت‌نام مدارسی است که حالا بگو شماری‌شان از شماری‌شان بهترند! در میان منتقدان جناب حداد اما حتما هستند کسانی که قیمت ماشین‌شان حدود ۱۰۰ میلیون تومان است! تعدادی‌شان اما شاید فقط یک موتور قدیمی داشته باشند یا حتی بی‌هیچ وسلیه‌ی نقلیه‌ای! نکته این است؛ بر مبنای تلقی غلط این رفقا از “عدالت آموزشی” آیا خود نیز به بی‌عدالتی ولو در حوزه‌های دیگر مبتلی نیستند؟! فضیلت آن منتقد حداد که دنای ۱۲۰ میلیونی سوار می‌شود، بر دیگرانی که موتورسوارند یا همین را هم ندارند، چیست؟! این البته بی‌عدلی بدتری است، چرا که یکی ماشین دارد و دیگری نه! یعنی بحث احتمالا ناعادلانه‌تر هست و نیست!

از ماشین پیاده شویم و وارد مثال خانه شویم! آیا همه‌ی منتقدان مدارسی از قبیل فرهنگ، ساکن خانه‌هایی با متراژ یک‌سان و قیمت برابرند؟! اصلا همه‌ی‌شان آیا خانه دارند؟! جواب واضح است! بفرمایند دوستان با این بی‌عدالتی(!) چه کنیم که یک منتقد حداد، ساکن خانه‌ای ۱۲۰ متری و یحتمل یک میلیاردی است و آن دیگری مستأجر واحدی ۴۵ متری در جنوب قم؟! آری! به عدالت اگر بخواهیم مبتذل نگاه کنیم، این فقط حداد نیست که می‌خورد! خنده‌دار آنکه در روزهای اخیر، برخی با جملات #شهید_بهشتی بنا را بر حمله به #حداد_عادل گذاشتند! رک بگویم! خوب شد #بهشتی همان ۷ تیر ۶۰ #شهید شد و الا لایه‌ی کج‌فهم حزبُ‌الله که کاریکاتور حزبَ‌الله و فی‌الواقع اِن‌قُلّابی است، نه انقلابی؛ با شعارهایی چون “تخم تبعیض رو کی کاشته، بهشتی پول‌درشته” و “بهشتی ننگت باد، تو رو کرد الگو حداد” پدری از آن سید بزرگوار درمی‌آوردند که نگو! حداد حتی وزیر آموزش و پرورش هم نبوده هیچ‌وقت که دوستان علی‌رغم این همه توضیح حقیر، باز می‌گویند: “چرا او ایده‌اش را در همان وزارت‌خانه عملی نکرد؟!” هزاری هم بگویی که کار حداد در آموزش و پرورش اولا کاری معین ثانیا کاری وقت‌گیر ثالثا کاری بود که حداد با انسجام انجام داد، باز گویی یاسین داری می‌خوانی! پس کج‌فهم فحش نیست، توصیف درست این نادوستان است که نه جای نقد را می‌دانند، نه جای تعریف را و نه حتی معنای عدل را اما بلدند در اوج بی‌تقوایی مرا متهم کنند به قوم‌گرایی! با این مدلی که عدل‌خواران #حداد را می‌زنند، قطعا گوش سمیعی و فرش‌چیان و شجریان و فراوان متخصص دیگر را نیز برای تأسیس مراکزی مبتنی بر پول ارباب‌رجوع می‌توان گرفت! قبلا شرح دادم که ایده‌ی حداد آن‌هم در وزارت‌خانه‌ی همیشه نالان از همه‌چی قابل تحقق نبود! ایده‌اش را می‌کشت بهتر بود یا ناظر بر پول متقاضی امتحانش می‌کرد؟! بگذریم که براساس شواهد، مدارس فرهنگ اگرچه شهریه می‌گیرند ولی با سایر مدارس غیرانتفاعی فرق‌های اساسی دارند و حتی‌المقدور با دانش‌آموزان کمتر برخوردار اما مستعد راه می‌آیند! حداد در مدارس علوم انسانی فرهنگ آن‌قدر خوب ایده‌اش را عملی کرده که از آن الگویی برای سایر مدارس دولتی بسازد! اتفاق بالاتر اما این بود؛ اخیرا جماعتی از جوانان اهل قلم اصلاحات که مکرر علیه مواضع سیاسی حداد، چیز نوشته‌اند، در بیانیه‌ای بر صحت کار فرهنگ که در مقاطعی مدرسه‌ی‌شان بوده، صحه گذاشتند! این یعنی فرهنگ، متصلب هم نبوده! خب! تقدیر دارد این یا تخریب؟! الغرض! #حرف_حق اما #تلخ “ح‌سین ق‌دیانی” را نپذیرید، شیرین باید متحمل #قرص_ضدبارداری شوید…
#حسین_قدیانی