صاف نیوز: در گذشته‌های نه‌چندان دور که رادیو و تلویزیون نبود، نقالی بخش مهمی از سرگرمی مردم بود و نقالان هر شب، بخشی از داستان‌های پهلوانی شاهنامه را نقل می‌کردند و شنوندگان تحت تاثیر روایت‌ها شاد و یا غمگین می‌شدند. بارزترین قسمت، شب ماقبل سهراب‌کُشان بود که نقال داستان را در اوج رویارویی رستم‌وسهراب تمام می‌کرد و نقل بقیه‌ی قصه را به شب بعد موکول می‌کرد.
داستان‌ها و حکایت‌های زیادی از نذر و نیاز مردم روایت می‌شود که دعا می‌کردند پدر، پسر را نکُشد!

امروز پسرم تعریف می‌کرد، دی‌شب در صف طویل تحویل غذای یکی از دکه‌های معروف ساندویچی، بحث غالب اغلب ایستادگان در صف خرید ساندویچ، سریال ستایش بوده و همه بالاتفاق آرزو می‌کردند که حشمت فردوس سر قرار، کشته نشود!

دیزی با ساندویچ و دوغ با نوشابه عوض شده، پیشرفت شگفت‌انگیز علم در این چند دهه در نوع آرزوها و خواسته‌های ما تفاوتی ایجاد نکرده، به‌جای اسب کُرد، بنز سوار می‌شویم و برای جابجایی بار از نیسان آبی به‌جای قاطر استفاده می‌کنیم!